das Ortsverzeichnis

Aussprache: /ˈɔrtsfɛɐ̯ˌtsaɪ̯çnɪs/
Worttrennung: Orts·ver·zeich·nis
اسم

فهرست اماکن، واژه‌نامه اماکن

Bedeutungen

1

فهرستی که در آن نام مکان‌ها، شهرها، روستاها یا مناطق جغرافیایی به ترتیب حروف الفبا یا بر اساس معیارهای دیگر مرتب شده‌اند و اطلاعاتی مانند موقعیت، جمعیت یا ویژگی‌های دیگر آن‌ها ارائه می‌شود.

  • Das Ortsverzeichnis hilft Touristen, sich in der fremden Stadt zurechtzufinden.فهرست اماکن به گردشگران کمک می‌کند تا در شهر غریبه مسیر خود را پیدا کنند.
  • Ich habe das Ortsverzeichnis der Region durchgesehen, um die besten Wanderwege zu finden.من فهرست اماکن منطقه را بررسی کردم تا بهترین مسیرهای پیاده‌روی را پیدا کنم.
  • Ein gutes Ortsverzeichnis ist unerlässlich für jeden, der neu in die Gegend zieht.یک فهرست اماکن خوب برای هر کسی که تازه به منطقه نقل مکان می‌کند ضروری است.