das Outen
افشاگری، آشکارسازی (به ویژه در مورد همجنسگرایی)
Beispiele
- Rosa von Praunheim, der im Umfeld des Zwiebelfischs um den Savigny-Platz damals oft ein Tischnachbar war, hatte den Blick des ''Outens''.نگاه «روزا فون پراونهایم»، که اغلب در اطراف «تسویبلفیش» در نزدیکی میدان «ساوینی» همنشین میز بود، نگاه «افشاگری» بود.