اسم
سرهمی، لباس کار یکسره، اورال
جملات نمونه برای Overall:
Der Mechaniker trug einen blauen ''Overall.''
مکانیک یک سرهمی آبی پوشیده بود.
„Andrew trug ''Overalls'' und bunte Flanellhemden und wurde braun und zäh.“
«اندرو سرهمی و پیراهنهای فلانل رنگارنگ میپوشید و برنزه و قوی شده بود.»