das Polster

Aussprache: /ˈpɔlstər/
Worttrennung: Pols·ter
اسم

کوسن، بالشتک، روکش (مبل)

Bedeutungen

1

یک قطعه نرم و معمولاً پارچه‌ای که با مواد نرمی مانند پنبه، پشم یا فوم پر شده است و برای راحتی یا تزئین استفاده می‌شود.

  • Das Sofa hat bequeme Polster.مبل کوسن‌های راحتی دارد.
  • Sie legte ein neues Polster auf den Stuhl.او یک بالشتک جدید روی صندلی گذاشت.
  • Die Polster der Sessel sind abgenutzt.روکش‌های مبل‌های تک‌نفره فرسوده شده‌اند.
2

لایه نرم و محافظی که روی سطوح سخت قرار می‌گیرد تا ضربه را جذب کند یا راحتی را افزایش دهد.

  • Das Polster des Fahrradsattels sorgt für mehr Komfort.بالشتک زین دوچرخه راحتی بیشتری را فراهم می‌کند.
  • Die Kinder spielten auf dem weichen Polster des Spielplatzes.بچه‌ها روی کفپوش نرم زمین بازی می‌کردند.
  • Das Polster des Helms schützt den Kopf.لایه محافظ کلاه ایمنی از سر محافظت می‌کند.