das Polster
کوسن، بالشتک، روکش (مبل)
Bedeutungen
1
یک قطعه نرم و معمولاً پارچهای که با مواد نرمی مانند پنبه، پشم یا فوم پر شده است و برای راحتی یا تزئین استفاده میشود.
- Das Sofa hat bequeme Polster.مبل کوسنهای راحتی دارد.
- Sie legte ein neues Polster auf den Stuhl.او یک بالشتک جدید روی صندلی گذاشت.
- Die Polster der Sessel sind abgenutzt.روکشهای مبلهای تکنفره فرسوده شدهاند.
2
لایه نرم و محافظی که روی سطوح سخت قرار میگیرد تا ضربه را جذب کند یا راحتی را افزایش دهد.
- Das Polster des Fahrradsattels sorgt für mehr Komfort.بالشتک زین دوچرخه راحتی بیشتری را فراهم میکند.
- Die Kinder spielten auf dem weichen Polster des Spielplatzes.بچهها روی کفپوش نرم زمین بازی میکردند.
- Das Polster des Helms schützt den Kopf.لایه محافظ کلاه ایمنی از سر محافظت میکند.