der Pott
قابلمه، ظرف بزرگ، فنجان بزرگ (عامیانه)
Bedeutungen
1
یک ظرف بزرگ و معمولاً فلزی که برای پخت و پز استفاده میشود؛ قابلمه.
- Stell bitte den großen Pott Suppe auf den Herd.لطفاً قابلمه بزرگ سوپ را روی اجاق بگذار.
- In diesem Pott kochen wir für die ganze Familie.ما در این قابلمه برای کل خانواده غذا میپزیم.
- Der Pott ist sehr schwer, wenn er voll ist.قابلمه وقتی پر باشد خیلی سنگین است.
2
به صورت عامیانه، یک فنجان بزرگ چای یا قهوه.
- Ich brauche jetzt einen großen Pott Kaffee, um wach zu werden.من الان یک فنجان بزرگ قهوه لازم دارم تا بیدار شوم.
- Nach der langen Wanderung trank er einen heißen Pott Tee.بعد از پیادهروی طولانی، او یک فنجان بزرگ چای داغ نوشید.
- Komm, wir holen uns noch einen Pott von dem guten Zeug.بیا، برویم یک فنجان دیگر از آن چیز خوب برداریم.
3
در منطقه روهر آلمان، به طور عامیانه به معنی شهر یا منطقه (به ویژه شالکه ۰۴، باشگاه فوتبال).
- Er ist in diesem Pott geboren und aufgewachsen.او در این منطقه (پوت) به دنیا آمده و بزرگ شده است.
- Die Fans lieben ihren Verein aus dem Pott.هواداران تیمشان را از منطقه روهر دوست دارند.
- Schalke 04 ist der Stolz des Ruhrpotts.شالکه ۰۴ افتخار منطقه روهر است.