das Pülverlein
پودر کوچک، کمی پودر
Bedeutungen
1
یک مقدار کم و جزئی از پودر، اغلب با لحنی تحقیرآمیز یا کوچکشمارنده.
- Er gab nur ein kleines Pülverlein des Gewürzes hinzu.او فقط مقدار کمی از ادویه را اضافه کرد.
- Das Medikament kam als Pülverlein in einer kleinen Tüte.دارو به صورت پودر کوچکی در یک کیسه کوچک عرضه شد.
- Sie streute ein Pülverlein Glitzer über die Karte.او کمی پودر اکلیل روی کارت پاشید.