der Pürzel

Aussprache: /ˈpʏʁtsl̩/
Worttrennung: Pür·zel
اسم

دم (حیوانات خاص)، انتهای بدن

Bedeutungen

1

قسمت انتهایی بدن برخی حیوانات، به ویژه پرندگان و برخی پستانداران کوچک، که معمولاً دم یا دنبالچه را شامل می‌شود. گاهی به صورت غیررسمی برای اشاره به انتهای چیزی نیز به کار می‌رود.

  • Der Hund wedelte aufgeregt mit dem Pürzel.سگ با دمش هیجان‌زده تکان می‌داد.
  • Die Katze putzte sich sorgfältig den Pürzel.گربه با دقت دمش را تمیز کرد.
  • Der Vogel spreizte seinen Pürzel, um die Balance zu halten.پرنده دمش را باز کرد تا تعادلش را حفظ کند.