der Pürzel
دم (حیوانات خاص)، انتهای بدن
Bedeutungen
1
قسمت انتهایی بدن برخی حیوانات، به ویژه پرندگان و برخی پستانداران کوچک، که معمولاً دم یا دنبالچه را شامل میشود. گاهی به صورت غیررسمی برای اشاره به انتهای چیزی نیز به کار میرود.
- Der Hund wedelte aufgeregt mit dem Pürzel.سگ با دمش هیجانزده تکان میداد.
- Die Katze putzte sich sorgfältig den Pürzel.گربه با دقت دمش را تمیز کرد.
- Der Vogel spreizte seinen Pürzel, um die Balance zu halten.پرنده دمش را باز کرد تا تعادلش را حفظ کند.