die Pachtzahlung

Aussprache: /ˈpaxtˌtsaːlʊŋ/
Worttrennung: Pacht·zah·lung
اسم

پرداخت اجاره‌بها، پرداخت حق‌الامتیاز

Bedeutungen

1

مبلغی که به صورت دوره‌ای برای استفاده از ملک، زمین یا دارایی که متعلق به شخص دیگری است، پرداخت می‌شود؛ اجاره‌بها.

  • Die Pachtzahlung für das landwirtschaftliche Grundstück ist jährlich fällig.پرداخت اجاره‌بهای زمین کشاورزی سالانه سررسید می‌شود.
  • Der Mieter hat die Pachtzahlung für diesen Monat noch nicht geleistet.مستأجر هنوز پرداخت اجاره‌بهای این ماه را انجام نداده است.
  • Die Höhe der Pachtzahlung richtet sich nach der Größe und Lage des Grundstücks.میزان پرداخت اجاره‌بها به اندازه و موقعیت ملک بستگی دارد.
2

مبلغی که برای استفاده از حق امتیاز یا مجوز (مانند حق استخراج معادن یا استفاده از فناوری) پرداخت می‌شود؛ حق‌الامتیاز.

  • Das Unternehmen leistet regelmäßige Pachtzahlungen für die Nutzung der Patente.این شرکت برای استفاده از حق ثبت اختراع، پرداخت‌های منظم حق‌الامتیاز را انجام می‌دهد.
  • Die Pachtzahlung für die Bergbaurechte wurde vertraglich festgelegt.پرداخت حق‌الامتیاز برای حقوق معدنکاری به صورت قراردادی تعیین شد.
  • Ein Teil der Einnahmen fließt als Pachtzahlung an den Lizenzgeber.بخشی از درآمد به عنوان پرداخت حق‌الامتیاز به دارنده مجوز واریز می‌شود.