die Paläontologin

Aussprache: /palɛɔntoˈloːɡɪn/
Worttrennung: Pa·lä·on·to·lo·gin
اسم

دیرینه‌شناس زن

Bedeutungen

1

زن متخصص در علم دیرینه‌شناسی که به مطالعه فسیل‌ها و تاریخچه حیات در دوران‌های زمین‌شناسی می‌پردازد.

  • Die Paläontologin Dr. Müller entdeckte einen neuen Dinosaurierknochen.دیرینه‌شناس خانم دکتر مولر یک استخوان جدید دایناسور را کشف کرد.
  • Sie ist die einzige Paläontologin in ihrem Forschungsteam.او تنها دیرینه‌شناس زن در تیم تحقیقاتی‌اش است.
  • Die Paläontologin präsentierte ihre Ergebnisse auf der Konferenz.دیرینه‌شناس زن نتایج تحقیقات خود را در کنفرانس ارائه داد.