die Paläontologin
دیرینهشناس زن
Bedeutungen
1
زن متخصص در علم دیرینهشناسی که به مطالعه فسیلها و تاریخچه حیات در دورانهای زمینشناسی میپردازد.
- Die Paläontologin Dr. Müller entdeckte einen neuen Dinosaurierknochen.دیرینهشناس خانم دکتر مولر یک استخوان جدید دایناسور را کشف کرد.
- Sie ist die einzige Paläontologin in ihrem Forschungsteam.او تنها دیرینهشناس زن در تیم تحقیقاتیاش است.
- Die Paläontologin präsentierte ihre Ergebnisse auf der Konferenz.دیرینهشناس زن نتایج تحقیقات خود را در کنفرانس ارائه داد.