das Palankin
پالانکین، سدان، قایق (نوعی کالسکه یا تخت روان)
Beispiele
- Sie sprang aus dem ''Palankin'' und schritt plaudernd neben Lavalette her.او از پالانکین بیرون پرید و در حالی که صحبت میکرد، کنار لاوالت راه رفت.
پالانکین، سدان، قایق (نوعی کالسکه یا تخت روان)