اسم
بحث بینتیجه، ورورسازی، گفتگو فرساینده
جملات نمونه برای Palaver:
In manchem Parlament ist manches ''Palaver'' zu hören.
در برخی پارلمانها میتوان بحثهای بینتیجه زیادی را شنید.
„Ich bereute wieder, daß ich mich mit diesem Kerl auf solche ''Palaver'' einließ, schreibe es aber einmal hin für den Fall, daß er seinerseits alles verdreht, wenn er darüber berichtet.“
«دوباره پشیمان شدم که با این یارو وارد چنین بحثهای فرساکنندهای شدم، اما آن را یادداشت میکنم برای روز مبادا که او خودش همهچیز را وارونه جلوه دهد وقتی دربارهاش گزارش میدهد.»