der Panikhaken
قلاب اضطراری، قلاب رهایی سریع (که تحت کشش زیاد باز میشود)
Beispiele
- Zum Glück war die Leine mit einem ''Panikhaken'' befestigt, als das Pferd scheute – so konnte es schnell losgemacht werden.خوشبختانه طناب با یک قلاب اضطراری بسته شده بود، وقتی اسب رم کرد – به این ترتیب به سرعت آزاد شد.
- Als Sicherheitsvorkehrung baute er einen ''Panikhaken'' ein.به عنوان یک اقدام ایمنی، او یک قلاب اضطراری نصب کرد.