اسم
خرابی (فنی)، نقص فنی، دردسر، گندکاری
جملات نمونه برای Panne:
Endlich eine Radtour ohne ''Pannen.''
بالخره یک دوچرخهسواری بدون نقص فنی.
„Ein Trabi hat eine ''Panne'' auf der Autobahn.“
«یک ترابی (خودروی آلمان شرقی) در اتوبان دچار نقص فنی شده است.»