die Pannenserie

Aussprache: /ˈpanənˌzeːriə/
Worttrennung: Pan·nen·se·rie
اسم

رشته‌ای از خرابی‌ها یا بدشانسی‌ها

Bedeutungen

1

توالی پشت سر هم از اتفاقات ناگوار، خرابی‌ها یا مشکلات که به نظر می‌رسد پایان ندارند.

  • Nach dem Autounfall folgte eine ganze Pannenserie.پس از تصادف اتومبیل، یک رشته کامل از بدشانسی‌ها رخ داد.
  • Das Team erlebte eine frustrierende Pannenserie in der zweiten Halbzeit.تیم در نیمه دوم با یک رشته ناامیدکننده از خرابی‌ها روبرو شد.
  • Diese Pannenserie hat uns viel Zeit und Geld gekostet.این رشته از بدشانسی‌ها زمان و پول زیادی از ما گرفت.