die Pannenserie
رشتهای از خرابیها یا بدشانسیها
Bedeutungen
1
توالی پشت سر هم از اتفاقات ناگوار، خرابیها یا مشکلات که به نظر میرسد پایان ندارند.
- Nach dem Autounfall folgte eine ganze Pannenserie.پس از تصادف اتومبیل، یک رشته کامل از بدشانسیها رخ داد.
- Das Team erlebte eine frustrierende Pannenserie in der zweiten Halbzeit.تیم در نیمه دوم با یک رشته ناامیدکننده از خرابیها روبرو شد.
- Diese Pannenserie hat uns viel Zeit und Geld gekostet.این رشته از بدشانسیها زمان و پول زیادی از ما گرفت.