der Paparazzo
عکاس پاپاراتزی (عکاس مزاحم افراد مشهور)
Beispiele
- Der ''Paparazzo,'' 25 Jahre jung und irgendwie sympathisch, sitzt im Fernsehstudio und erzählt, wie er Sharon Stone beim Knutschen, Cindy Crawford beim Joggen und Liz Taylor beim Futtern "abgeschossen" hat.پاپاراتزی، ۲۵ ساله و به نوعی دوستداشتنی، در استودیوی تلویزیونی نشسته و تعریف میکند که چگونه شارون استون را در حال بوسیدن، سیندی کرافورد را در حال دویدن و الیزابت تیلور را در حال غذا خوردن «شکار» کرده است.
- In einem anderen Land wäre mein Vater bestimmt ''Paparazzo'' geworden.در کشوری دیگر پدرم حتماً پاپاراتزی میشد.