der Papierstoß
توده کاغذ؛ دستهای از برگهها/اسناد
Beispiele
- Drei Monate später saß Hagen in seinem Büro und überflog den ''Papierstoß'' auf seinem Schreibtisch.سه ماه بعد، هاگن در دفترش نشسته بود و توده کاغذ روی میز کارش را مرور میکرد.
توده کاغذ؛ دستهای از برگهها/اسناد