der Pappkamerad
هدف مقوایی (در تیراندازی)؛ آدمک مقوای، مترسک
Beispiele
- Während der Ausbildung sollten wir auch auf ''Pappkameraden'' schießen.در طول دوره آموزشی باید به «اهداف مقوایی» هم تیراندازی میکردیم.
- An der Kreuzung steht ein ''Pappkamerad,'' man könnte ihn fast für einen echten Verkehrspolizisten halten.یک «آدمک مقوایی» سر چهارراه ایستاده است، آدم تقریباً فکر میکند یک پلیس راهنمایی و رانندگی واقعی است.
- Er sah aus wie ein alter ''Pappkamerad''.او شبیه یک «پیرمرد فرسوده / آدمک مقوایی» به نظر میرسید.