اسم
تابلوی مقوایی، پلاکارد مقوایی
جملات نمونه برای Pappschild:
Das ''Pappschild'' wurde immer wieder übermalt.
تابلوی مقوایی بارها و بارها رنگآمیزی شد.
Ich meine das ''Pappschild'' und nicht den Pappkameraden.
منظورم تابلوی مقوایی است نه آدمک مقوایی.
„Ein gebeugtes Müterchen mit ''Pappschild'' stellt sich mir in den Weg.“
«مادر پیر خمیدهای با تابلوی مقوایی سر راهم قرار میگیرد.»