die Parästhesie

Aussprache: /paʁɛsteˈziː/
Worttrennung: Pa·r·äs·the·sie
اسم

پارستزی (اختلال حس، گزگز و مورمور)

Bedeutungen

1

یک حس غیرطبیعی و ناخوشایند در بدن، مانند سوزن سوزن شدن، گزگز، مورمور شدن، بی‌حسی یا احساس داغی یا سردی، که معمولاً ناشی از اختلال در عملکرد اعصاب است.

  • Nach langem Sitzen hatte er eine Parästhesie im Bein.پس از نشستن طولانی، او در پایش احساس گزگز داشت.
  • Die Parästhesie kann ein Symptom für verschiedene neurologische Erkrankungen sein.پارستزی می‌تواند علامتی برای بیماری‌های مختلف عصبی باشد.
  • Er spürte eine leichte Parästhesie in den Fingerspitzen.او احساس گزگز خفیفی در نوک انگشتانش حس کرد.