„Als sie merkte, daß Gustav sie anstarrte, erklärte sie ihm sanft, als spreche sie zu einem Kind, sie wäre nicht sicher gewesen, ob die Tonbänder brennbar seien, und habe sie deshalb mit ''Paraffin'' tränken müssen.“
«وقتی متوجه شد که گوستاو به او خیره شده است، با ملایمت، گویی با کودکی صحبت میکند، توضیح داد که مطمئن نبوده نوارهای کاست قابل اشتعال هستند یا نه، و به همین دلیل مجبور شده آنها را با پارافین آغشته کند.»