اسم
پارافین، پاراوان، پارتیشن متحرک
جملات نمونه برای Paravent:
Sie kam hinter dem ''Paravent'' hervor.
او از پشت پاراوان بیرون آمد.
Er hat ein ''Paravent'' vor den Ofen gesetzt, um nicht so sehr von der Hitze belästigt zu werden.
او یک پاراوان جلوی اجاق گاز گذاشت تا گرما خیلی اذیتش نکند.