اسم
حزب سیاسی، طرف (در دعوا یا دادگاه)
جملات نمونه برای Partei:
Bei einem Streit gibt es zumeist zwei ''Parteien,'' die verschiedene Ziele verfolgen.
در یک دعوا معمولاً دو طرف وجود دارند که اهداف مختلفی را دنبال میکنند.
Nachdem eine ''Partei'' Einspruch eingelegt hatte, wurde das Verfahren vorerst eingestellt.
پس از اینکه یکی از طرفین اعتراض کرد، روند پرونده فعلاً متوقف شد.
Die Bundestagswahl entscheidet, welche ''Parteien'' in den Bundestag einziehen dürfen.
انتخابات فدرال تعیین میکند که کدام احزاب اجازه ورود به پارلمان را دارند.