اسم
رئیس حزب (مذکر)
جملات نمونه برای Parteichef:
„Die Schuld für die fehlenden Stimmen verortet ''Parteichef'' Westerwelle bei der Union.“
«رئیس حزب، وستروله، تقصیر کمبود آرا را به گردن اتحادیه میاندازد.»
„Gerade ist Martin Schulz vom SPD-Vorstand als ''Parteichef'' nominiert und zum Kanzlerkandidaten gekürt worden.“
«همین الان مارتین شولتز توسط هیئت مدیره SPD به عنوان رئیس حزب نامزد و به عنوان نامزد صدراعظمی انتخاب شد.»