der Partisane
نوعی نیزه یا سلاح قدیمی دستهبلند (یا فرم مؤنث پارتیزان)
Beispiele
- Die Arme weit auseinander breitend, empfängt er vorn in der Brust den tödtlichen Stoß der ''Partisane'' und fällt dahin in seinem Blut, ohne einen Laut auszustoßen.در حالی که بازوهایش را کاملاً باز کرده است، ضربه مرگبار نیزه (Partisane) را در جلوی سینه دریافت میکند و بدون اینکه صدایی از خود خارج کند در خون خود میافتد.