der Partisanenverband

Aussprache: /partiˈzaːnənfɐˌbant/
Worttrennung: Par·ti·sa·nen·ver·band
اسم

تشکیلات پارتیزانی

Bedeutungen

1

یک واحد یا گروه سازمان‌یافته از پارتیزان‌ها یا مبارزان چریکی که در جنگ‌های نامنظم فعالیت می‌کنند.

  • Der Partisanenverband führte einen erfolgreichen Überraschungsangriff durch.تشکیلات پارتیزانی یک حمله غافلگیرانه موفقیت‌آمیز را انجام داد.
  • Die Regierung versuchte, den Partisanenverband zu zerschlagen.دولت تلاش کرد تشکیلات پارتیزانی را سرکوب کند.
  • Ein gut organisierter Partisanenverband konnte die Besatzungsmacht erheblich stören.یک تشکیلات پارتیزانی خوب سازمان‌یافته می‌توانست به طور قابل توجهی قدرت اشغالگر را مختل کند.