die Passivität

Aussprache: /pasiviˈtɛːt/
Worttrennung: Pas·si·vi·tät
اسم

انفعال، بی‌عملی، عدم فعالیت

Bedeutungen

1

حالت یا رفتاری که در آن فرد یا چیزی منفعل است، یعنی بدون اقدام یا واکنش، یا با حداقل واکنش به وقایع اطراف خود می‌پردازد.

  • Seine ständige Passivität im Unterricht frustrierte den Lehrer.انفعال دائمی او در کلاس درس، معلم را کلافه کرده بود.
  • Die Passivität der Bevölkerung trug zur langsamen Veränderung der politischen Situation bei.بی‌عملی جمعیت به تغییر کند وضعیت سیاسی کمک کرد.
  • Man muss aus der Passivität erwachen und aktiv werden.باید از انفعال برخاست و فعال شد.
2

در دستور زبان، به ساختاری که در آن فاعل جمله، عمل فعل را دریافت می‌کند (مفعول نیست) و فعل به صورت مجهول صرف می‌شود.

  • Der Satz 'Das Buch wird gelesen' steht im Passiv.جمله 'کتاب خوانده می‌شود' در حالت مجهول است.
  • Die Passivität wird oft verwendet, um den Handelnden zu verschleiern.حالت مجهول اغلب برای پنهان کردن فاعل استفاده می‌شود.
  • In diesem Text dominiert die Passivität.در این متن، حالت مجهول غالب است.