das Patenamt

Aussprache: /ˈpaːtn̩ˌamt/
Worttrennung: Pa·ten·amt
اسم

سمت پدرخواندگی، وظیفه پدرخواندگی

Bedeutungen

1

نقش و مسئولیت‌های یک پدرخوانده یا مادرخوانده نسبت به فرزندخوانده خود، که شامل حمایت معنوی و گاهی مالی می‌شود.

  • Er hat das Patenamt für seinen Neffen übernommen.او سمت پدرخواندگی برادرزاده‌اش را پذیرفت.
  • Das Patenamt beinhaltet oft die Verpflichtung, das Kind im Glauben zu erziehen.سمت پدرخواندگی اغلب شامل تعهد به تربیت مذهبی کودک است.
  • Die Eltern dankten dem Paten für die Übernahme des Patenamtes.والدین از پدرخوانده برای پذیرش سمت پدرخواندگی تشکر کردند.