die Patentante
مادرخوانده، زن عمو/خاله/عمهای که در مراسم غسل تعمید حضور دارد
Beispiele
- Seine Klassenfahrten hatten ihn schon nach Paris und Rom gebracht; die ''Patentante'' bezahlte.سفرهای کلاسی او را قبلاً به پاریس و رم برده بود؛ مادرخوانده هزینه را پرداخت.