der Paterfamilias

Aussprache: /ˌpaːtɐfaˈmiːli̯as/
Worttrennung: Pa·ter·fa·mi·li·as
اسم

پدر خانواده، رئیس خانواده، سرپرست خانواده

Bedeutungen

1

اصطلاحی لاتین به معنای پدر خانواده که در دوران روم باستان به مردی گفته می‌شد که قدرت مطلق بر خانواده خود داشت؛ امروزه به معنای سرپرست و رئیس خانواده به کار می‌رود.

  • Der Paterfamilias traf alle wichtigen Entscheidungen in der Familie.پدر خانواده تمام تصمیمات مهم خانواده را می‌گرفت.
  • In vielen Kulturen ist der Paterfamilias immer noch das Oberhaupt der Familie.در بسیاری از فرهنگ‌ها، پدر خانواده هنوز هم رئیس خانواده است.
  • Er sah sich selbst als den alleinigen Paterfamilias.او خودش را تنها سرپرست خانواده می‌دانست.