اسم
پَتکا (نوعی سربند سیکها)
جملات نمونه برای Patka:
„Er zog sich auch nicht mehr um, sondern saß den ganzen Tag in Banian und Pajamas da, einen ''Patka'' auf dem offenen Haar, die nackten Füße auf dem Ziegelboden.“
«او دیگر لباس عوض نمیکرد، بلکه تمام روز را با لباس راحتی و پیژامه مینشست، یک پَتکا روی موهای بازش، پاهای برهنهاش روی زمین آجری.»