اسم
دست (عامیانه)، گل و لای، وضعیت دشوار/مخمصه
جملات نمونه برای Patsche:
Mit seinen ''Patschen'' schnappte er sich den Sandsack.
با دستهایش کیسه شن را گرفت.
Er stolperte über eine Wurzel und stürzte in die ''Patsche.''
او به یک ریشه گیر کرد و در گل و لای افتاد.
Er versuchte mit der ''Patsche'' das Feuer einzudämmen.
او سعی کرد با دستش آتش را مهار کند.