der Paukenschlag
ضربه طبل، اتفاق شوکهکننده/پر سر و صدا
Bedeutungen
1
صدای بلند و ناگهانی ناشی از ضربه زدن به طبل، که اغلب برای جلب توجه یا ایجاد هیجان استفاده میشود.
- Der Paukenschlag kündigte den Beginn des Konzerts an.ضربه طبل آغاز کنسرت را اعلام کرد.
- Mit einem lauten Paukenschlag begann die Zeremonie.مراسم با یک ضربه طبل بلند آغاز شد.
- Der Paukenschlag im Orchester ist oft sehr dramatisch.ضربه طبل در ارکستر اغلب بسیار دراماتیک است.
2
به صورت مجازی، یک رویداد یا خبر بسیار مهم، ناگهانی و تأثیرگذار که توجه زیادی را به خود جلب میکند.
- Die Ankündigung seines Rücktritts war ein echter Paukenschlag.اعلام استعفای او یک اتفاق بسیار شوکهکننده بود.
- Diese Entdeckung war ein Paukenschlag für die Wissenschaft.این کشف یک رویداد پر سر و صدا برای علم بود.
- Der unerwartete Sieg der Mannschaft kam wie ein Paukenschlag.پیروزی غیرمنتظره تیم مانند یک اتفاق شوکهکننده بود.