der Paukenschlag

Aussprache: /'paʊ̯kn̩ˌʃlaːk/
Worttrennung: Pau·ken·schlag
اسم

ضربه طبل، اتفاق شوکه‌کننده/پر سر و صدا

Bedeutungen

1

صدای بلند و ناگهانی ناشی از ضربه زدن به طبل، که اغلب برای جلب توجه یا ایجاد هیجان استفاده می‌شود.

  • Der Paukenschlag kündigte den Beginn des Konzerts an.ضربه طبل آغاز کنسرت را اعلام کرد.
  • Mit einem lauten Paukenschlag begann die Zeremonie.مراسم با یک ضربه طبل بلند آغاز شد.
  • Der Paukenschlag im Orchester ist oft sehr dramatisch.ضربه طبل در ارکستر اغلب بسیار دراماتیک است.
2

به صورت مجازی، یک رویداد یا خبر بسیار مهم، ناگهانی و تأثیرگذار که توجه زیادی را به خود جلب می‌کند.

  • Die Ankündigung seines Rücktritts war ein echter Paukenschlag.اعلام استعفای او یک اتفاق بسیار شوکه‌کننده بود.
  • Diese Entdeckung war ein Paukenschlag für die Wissenschaft.این کشف یک رویداد پر سر و صدا برای علم بود.
  • Der unerwartete Sieg der Mannschaft kam wie ein Paukenschlag.پیروزی غیرمنتظره تیم مانند یک اتفاق شوکه‌کننده بود.