اسم
پوست (میوه، سوسیس یا اصطلاح عامیانه برای پوست بدن)
جملات نمونه برای Pelle:
Bevor ich die Wurst essen kann, muss die ''Pelle'' weg.
قبل از اینکه بتوانم سوسیس را بخورم، باید پوستش را بکنم.
„Das Mädchen hatte sich ihm genähert, rückte ihm auf die ''Pelle''.“
«دختر به او نزدیک شده بود و به او چسبیده بود.»