die Pelzhändlerin
فروشنده زن پوست، تاجر زن پوست
Bedeutungen
1
زنی که شغلش خرید و فروش پوست حیوانات است.
- Die Pelzhändlerin kaufte Felle von Jägern.این فروشنده زن پوست از شکارچیان پوست خرید.
- Sie ist eine erfolgreiche Pelzhändlerin in der Stadt.او یک تاجر زن پوست موفق در شهر است.
- Die Pelzhändlerin bot verschiedene Arten von Pelzen an.فروشنده زن پوست انواع مختلفی از پوستها را عرضه کرد.