اسم
مسافر بین شهری (کسی که برای کار سفر روزانه دارد)
جملات نمونه برای Pendler:
Mein Kollege ist ''Pendler'' und verbringt jeden Tag über drei Stunden in der Bahn.
همکار من «مسافر بینشهری» است و هر روز بیش از سه ساعت را در قطار میگذراند.
''Pendler'', die öffentliche Verkehrsmittel und nicht das Auto benutzen, entlasten die Straßen erheblich.
«مسافرانی» که از وسایل حملونقل عمومی و نه ماشین استفاده میکنند، به شکل قابل توجهی از بار ترافیکی خیابانها میکاهند.
Die britische Hauptstadt steht still. Das Personal der U-Bahnstationen streikt. Ob mit Bussen oder einfach zu Fuß: Millionen ''Pendler'' versuchten irgendwie durch die Stadt zu kommen.
پایتخت بریتانیا متوقف شده است. کارکنان ایستگاههای مترو در اعتصاب هستند. چه با اتوبوس و چه صرفاً پیاده: میلیونها «مسافر» تلاش میکردند به نحوی خود را از شهر عبور دهند.