die Penunze
پول، اسکناس (عامیانه)
Beispiele
- Er kann nicht besonders gut mit seinen ''Penunzen'' umgehen.او چندان بلد نیست با پولهایش کار کند.
- Sie hatte Angst, dass alle ''Penunze'' flöten geht.او میترسید که تمام پولش به باد برود.
- Volker und Renate hatten ihre ''Penunze'' zusammengelegt und eine Single von Tony Marshall für mich erstanden.فولکر و رناته پولهایشان را روی هم گذاشته بودند و یک صفحه تکآهنگ از تونی مارشال برای من خریده بودند.