die Periodizität

Aussprache: /peʁi̯oditsiˈtɛːt/
Worttrennung: Pe·ri·odi·zi·tät
اسم

تناوب، دوره‌ای بودن

Bedeutungen

1

ویژگی یا خاصیتی که چیزی به طور منظم در فواصل زمانی یا مکانی مشخص تکرار می‌شود؛ تناوب یا دوره‌ای بودن یک پدیده.

  • Die Periodizität der Gezeiten ist ein faszinierendes Naturphänomen.تناوب جزر و مد یک پدیده طبیعی شگفت‌انگیز است.
  • Wissenschaftler untersuchen die Periodizität von Sonnenflecken, um das Klima zu verstehen.دانشمندان تناوب لکه‌های خورشیدی را برای درک آب و هوا مطالعه می‌کنند.
  • Die Periodizität der Zahlungen muss im Vertrag klar geregelt sein.دوره‌ای بودن پرداخت‌ها باید به وضوح در قرارداد مشخص شود.