die Periodizität
تناوب، دورهای بودن
Bedeutungen
1
ویژگی یا خاصیتی که چیزی به طور منظم در فواصل زمانی یا مکانی مشخص تکرار میشود؛ تناوب یا دورهای بودن یک پدیده.
- Die Periodizität der Gezeiten ist ein faszinierendes Naturphänomen.تناوب جزر و مد یک پدیده طبیعی شگفتانگیز است.
- Wissenschaftler untersuchen die Periodizität von Sonnenflecken, um das Klima zu verstehen.دانشمندان تناوب لکههای خورشیدی را برای درک آب و هوا مطالعه میکنند.
- Die Periodizität der Zahlungen muss im Vertrag klar geregelt sein.دورهای بودن پرداختها باید به وضوح در قرارداد مشخص شود.