اسم
دق (پزشکی)؛ سازهای کوبهای (موسیقی)؛ ضربه، کوبش
جملات نمونه برای Perkussion:
Der Arzt führte zunächst eine ''Perkussion'' durch.
پزشک ابتدا معاینه با دق را انجام داد.
Die gesamte ''Perkussion'' setzte ein und erzeugte einen ohrenbetäubenden Sound.
تمام سازهای کوبهای شروع به نواختن کردند و صدایی گوشخراش ایجاد کردند.
Das Stück ist für Blechbläser und ''Perkussion'' geschrieben.
این قطعه برای سازهای بادی برنجی و کوبهای نوشته شده است.