die Perlenschnur
گردنبند مروارید، ریسه مروارید
Bedeutungen
1
مجموعهای از مرواریدها که به هم متصل شدهاند و معمولاً به عنوان زیورآلات استفاده میشود.
- Sie trug eine elegante Perlenschnur um ihren Hals.او یک گردنبند مروارید زیبا به گردن داشت.
- Die Perlenschnur war ein Erbstück ihrer Großmutter.این گردنبند مروارید یادگار مادربزرگش بود.
- Der Juwelier prüfte die Qualität der Perlenschnur.جواهرساز کیفیت گردنبند مروارید را بررسی کرد.
2
به صورت مجازی، رشتهای از اشیاء یا رویدادهای مشابه که پشت سر هم قرار گرفتهاند.
- Die Lichter der Stadt bildeten eine funkelnde Perlenschnur in der Ferne.چراغهای شهر در دوردست، ریسهای درخشان را تشکیل میدادند.
- Eine Perlenschnur von kleinen Inseln zog sich entlang der Küste.رشتهای از جزایر کوچک در امتداد ساحل کشیده شده بود.
- Die Ereignisse des Tages erschienen wie eine Perlenschnur aufgereiht.رویدادهای آن روز مانند رشتهای پشت سر هم به نظر میرسیدند.