die Persenning
برزنت، چادر محافظ (ضد آب)
Beispiele
- Das Vieh trug mal wieder ''Persenninge'' gegen die Kühle der Nacht, gegen den kühlen Regen.دامها دوباره برزنتهایی را برای محافظت در برابر سرمای شب، در برابر باران سرد به تن داشتند.
برزنت، چادر محافظ (ضد آب)