die Petrijüngerin

Aussprache: /peːtʁiˌjyŋɡəʁɪn/
Worttrennung: Pe·tri·jün·ge·rin
اسم

ماهیگیر زن (با قلاب، از روی تفریح)

Bedeutungen

1

زنی که به ماهیگیری تفریحی، به ویژه با استفاده از قلاب، می‌پردازد.

  • Als begeisterte Petrijüngerin verbrachte sie jedes Wochenende am See.او به عنوان یک ماهیگیر زن مشتاق، هر آخر هفته را کنار دریاچه می‌گذراند.
  • Die Petrijüngerin zog einen großen Fisch aus dem Wasser.ماهیگیر زن یک ماهی بزرگ از آب بیرون کشید.
  • Sie lernte das Angeln von ihrem Vater und ist nun eine erfahrene Petrijüngerin.او ماهیگیری را از پدرش یاد گرفت و اکنون یک ماهیگیر زن باتجربه است.