der Pförtner
دربان، نگهبان؛ دریچه پیلور (پزشکی)
Beispiele
- Der ''Pförtner'' öffnete die Schranke.دربان راهبند را باز کرد.
- Jetzt am Vormittag steht der ''Pförtner'' davor, raucht seine Pfeife.حالا صبح، دربان جلوی آن ایستاده و پیپش را میکشد.
دربان، نگهبان؛ دریچه پیلور (پزشکی)