die Pfütze
گودال آب، چالاب، آبگرفتگی کوچک
Beispiele
- Kinder springen gern in ''Pfützen,'' meist ohne Gummistiefel.کودکان دوست دارند در چالابها بپرند، معمولاً بدون چکمههای لاستیکی.
- Oder man wäre gerade an einer ''Pfütze'' auf der Straße mit einem Benzinregenbogen darauf vorbeigekommen..یا آدم میتوانست درست از کنار یک گودال آب روی خیابان که رنگینکمانی از بنزین روی آن بود، عبور کرده باشد...