der Pferdeapfel

Aussprache: /ˈpfeːɐ̯dəˌʔapfl̩/
Worttrennung: Pfer·de·ap·fel
اسم

سرگین اسب، فضولات اسب

Bedeutungen

1

فضولات یا سرگین اسب که اغلب به صورت گلوله‌های خشک و قهوه‌ای رنگ دیده می‌شود و به عنوان کود طبیعی استفاده می‌شود.

  • Auf der Weide lagen einige Pferdeäpfel.چند سرگین اسب در چراگاه افتاده بود.
  • Der Bauer sammelte die Pferdeäpfel für seinen Garten.کشاورز سرگین اسب‌ها را برای باغش جمع‌آوری کرد.
  • Man muss aufpassen, nicht in einen Pferdeapfel zu treten.باید مراقب بود که پا روی سرگین اسب نگذاریم.