die Pfirsichhaut
پوست لطیف و نرم (مانند پوست هلو)
Bedeutungen
1
پوستی بسیار نرم، لطیف، صاف و بدون نقص، که با لطافت و صافی پوست میوه هلو مقایسه میشود.
- Das Baby hat eine zarte Pfirsichhaut.نوزاد پوستی لطیف و نرم (مانند پوست هلو) دارد.
- Nach der Behandlung fühlte sich ihre Haut wie Pfirsichhaut an.پس از درمان، پوستش مانند پوست هلو نرم و لطیف شد.
- Er bewunderte die Pfirsichhaut des Models auf dem Foto.او از پوست لطیف و زیبای مدل در عکس تحسین کرد.