das Pflänzchen

Aussprache: /ˈpflɛnt͡sçən/
Worttrennung: Pflänz·chen
اسم

گیاهچه، نهال کوچک

Bedeutungen

1

یک گیاه جوان و کوچک که تازه از دانه رشد کرده یا کاشته شده است.

  • Wir haben viele kleine Pflänzchen im Gewächshaus aufgezogen.ما بسیاری گیاهچه کوچک را در گلخانه پرورش دادیم.
  • Das Pflänzchen braucht viel Sonnenlicht, um gut zu wachsen.این گیاهچه برای رشد خوب به نور خورشید زیادی نیاز دارد.
  • Jedes Pflänzchen wurde sorgfältig in die Erde gesetzt.هر گیاهچه با دقت در خاک کاشته شد.