die Phänomenologin
پدیدارشناس (زن)
Bedeutungen
1
زنی که در زمینه پدیدارشناسی، یک مکتب فلسفی که بر مطالعه تجربیات آگاهانه تمرکز دارد، تخصص دارد.
- Die Phänomenologin untersuchte die Struktur der menschlichen Wahrnehmung.پدیدارشناس زن، ساختار ادراک انسانی را بررسی کرد.
- Als Phänomenologin versuchte sie, die subjektive Erfahrung zu beschreiben.او به عنوان یک پدیدارشناس، تلاش کرد تا تجربه ذهنی را توصیف کند.
- Die Schriften der Phänomenologin haben die moderne Philosophie beeinflusst.نوشتههای پدیدارشناس زن، فلسفه مدرن را تحت تأثیر قرار داده است.