der Phänotyp

Aussprache: /ˈfɛːnoˌtyːp/
Worttrennung: Phä·no·typ
اسم

فنوتیپ

Bedeutungen

1

مجموعه صفات ظاهری و قابل مشاهده یک موجود زنده، که نتیجه تعامل ژنوتیپ (عوامل وراثتی) با محیط است.

  • Die Augenfarbe ist ein sichtbarer Teil des Phänotyps.رنگ چشم بخشی قابل مشاهده از فنوتیپ است.
  • Obwohl sie den gleichen Genotyp haben, zeigen die Zwillinge leichte Unterschiede im Phänotyp.اگرچه دوقلوها ژنوتیپ یکسانی دارند، اما تفاوت‌های جزئی در فنوتیپ نشان می‌دهند.
  • Der Phänotyp kann sich im Laufe des Lebens eines Organismus ändern.فنوتیپ می‌تواند در طول عمر یک موجود زنده تغییر کند.