die Phonetikerin
صوتشناس (زن)
Bedeutungen
1
زنی که در علم فونتیک (صوتشناسی) تخصص دارد و به مطالعه صداهای گفتاری انسان میپردازد.
- Die Phonetikerin analysierte die Aussprache von Fremdsprachenlernern.صوتشناس تلفظ زبانآموزان خارجی را تحلیل کرد.
- Als Phonetikerin forschte sie über die Entstehung von Sprachlauten.او به عنوان یک صوتشناس، در مورد پیدایش صداهای گفتاری تحقیق کرد.
- Die Phonetikerin arbeitete an einem Projekt zur Verbesserung der Sprachtherapie.صوتشناس روی پروژهای برای بهبود گفتاردرمانی کار کرد.